محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
80
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
نسخههاى خطى ، در آوردن اسم « الأكبر بن عبد القيس » همداستانند . حال آنكه در كتب أنساب و رجال ، يادى از چنين اسمى نيست . شايد اين نام ، دگرگون گشتهء « لكيز بن عبد القيس » است كه در ميان فرستادگان عبد القيس به نزد پيامبر ( ص ) از آن سخن رفته است « 14 » . ( 1 ) دور نيست كه اين اسناد سياسى ، گاهى در نوشتن ، به لغزش آميخته شده باشند . نيز بعيد نيست كه برخى از راويان ، پارهاى از عبارتها را بر پايهء قواعد پذيرفتهشدهء صرف و نحو ، به دست خود تصحيح كرده باشند ؛ چون عبارت « ابن ابو . . . » كه با توجه به قواعد كنونى زبان ، صورت درست آن ، « ابن ابى . . . » است . جز آنكه ما همين عبارت را در كتابهايى كه بر دانشمندان بزرگ و ديگران خوانده شده است ، در چهار جا يا بيشتر ، به همين صورت « ابن ابو . . . » يافتهايم ( بنگريد : پيمانهاى : 21 ، 22 ، 33 ، 80 ) . بلاذرى در فتوح البلدان شروط پيامبر خدا ( ص ) بر مردم نجران را آورده و سپس گفته است : « يحيى بن آدم گفت : من در دست نجرانيان نوشتهاى ديدم كه متن آن ، چون همين متن است ؛ ولى در پايين آن آمده است : و كتب علىّ بن أبو طالب ، كه نمىدانم دربارهء آن ، چه بگويم . » صفدى گفته است « 15 » : « برخى على بن ابو طالب ( رضى اللّه عنه ) ، مىنويسند ، ولى با « ياء » ( أبى ) مىخوانند . » ( 2 ) كتّانى در اين باره سخنى گفته است كه در زير مىآيد « 16 » : « ابن سلطان در شرح الشّفاء در مبحث فصاحت و شيوايى گفتار وى - عليه السلام - گفته است كه ابن زيد در نوادر خود به نقل از أصمعى و او از يحيى بن عمر حكايت كرده است كه قريش ، واژهء « أب » را در كنيه ، دگرگون نمىسازند و در حالتهاى جرّ و نصب و رفع ، آن را مرفوع مىآورند ؛ يعنى مىگويند : على بن ابو طالب . « تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ » نيز قراءت شده است » . يك بار ابو موسى اشعرى نوشته بود : « من أبو موسى . . . » خليفه عمر بن خطّاب به وى نوشت : « هنگامى كه اين نامهء من به دست تو رسيد ، نويسندهء خود را تازيانه بزن و سپس او را از كار بر كنار كن » « 17 » . نيز بنگريد : ابن خلكان در سخن ابو حنيفه كه مردم كوفه واژهء « أب » را در هر سه حالت اعرابى ،
--> ( 14 ) . بنگريد : سهيلى ، الرّوض الأنف . ( 15 ) . الوافى بالوفيات 1 / 39 ، چاپ استانبول . ( 16 ) . التّراتيب الإداريّة و العمالات و الصّناعات و المتاجر و الحالة العلميّة الّتى كانت على عهد تأسيس المدينة الإسلاميّة فى المدينة المنوّرة ، ج 1 / 155 ، چاپ رباط . ( 17 ) . الكتّانى 2 / 135 ، به نقل از روضة الأعلام ابن الأزرق .